دی۲۵

ممکن است شما هم از دسته افرادی باشید که در طول روز ایده های زیادی به ذهنتان خطور می کند. افکار و اندیشه هایی که بسیاری از آنها می توانند به واقعیت تبدیل شوند و برخی از آنها حتی شاید تحولی عظیم در زندگی تان ایجاد کنند. بنابراین همیشه سعی کنید حتی کوچکترین ایده یا کاری که به ذهنتان می رسد را جایی یادداشت کنید تا بعداً آن را فراموش نکنید.
حمام یکی از بهترین مکان های دنیا برای فکر کردن است. اما مشکل بزرگ این است که در حمام امکان یادداشت برداری وجود ندارد. و شرکت Calmar Consulting هم برای کمک به این افراد و جلوگیری از فراموش شدن ایده هایشان، دفترچه یادداشتی ضد آب ساخته است. این دفترچه یادداشت به همراه یک قلم مخصوص که با قیمت ۷ تا ۳۰ دلار عرضه شده، بر روی دیوار حمام نصب می گردد تا به محض اینکه فکر جدیدی به ذهن تان رسید، بتوانید آن را یادداشت کنید.
شاید ایده این دفترچه ضدآب هم زیر دوش حمام به ذهن طراحش رسیده باشد، مهم اینجا است که برای ایده اش احترام قائل شده و آن را جدی گرفته. پس ایده هایتان را جدی بگیرید.
لینک به ویدئو
——————–
من هم یکی سفراش دادم می خوام زیر دوش حمام داستان بنویسم شاید فرجی شد دوباره دستمان به طرف قلم رفت
دی۲۵

یکی به من بگه دقیقا، به چه دلیل، برای چی، اینجا باید فرود بیام؟
تازه جدا از اینکه اگر اشتباه کنی از ۲ طرف باید بری آب تنی
دی۱۰
داستان
در این فیلم آلیس دختری ۱۹ ساله از یک خانواده انگلیسی عصر ویکتوریایی است که برای فرار از یک پیشنهاد ازدواج در یک میهمانی، بهدنبال خرگوش سفید راه می افتد و پس از ۱۰ سال دوباره به سرزمین عجایب پا می گذارد. اوضاع سرزمین عجایب بسیار دگرگون شده. ملکه ی قرمز علیه خواهر خود، ملکه ی سفید، توطئه کرده و خودش حاکم شده. ساکنین سرزمین عجایب آماده اند تا با کمک آلیس دست به شورش بزنند. در جریان فیلم، به مرور آلیس وقایع ۹ سالگی خود در سرزمین عجایب را بصورت فلش بک به یاد می آورد.
منبع
دی۸
مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: “هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!” مسافر عذرخواهی کرد و گفت: “من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه” راننده جواب داد: “واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم… آخه من ۲۵ سال رانندهی ماشین جنازه کش بودم…!”
دی۳
به نظر من این از دست ندید خیلی قشنگ هست آهنگاش یه سبک خاص تو مایه های کیوسک شاید هم بهتر باشه بگم کیوسک مثل این خودتون گوش بدید قضاوت کنید
لینک دانلود از رپید (۱۰۰mb) با کیفیت ۳۲۰
